منتظران مهدی (عج) طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
آرشیو وبلاگ و حالا ترجمه نام 114 سوره قرآن
موضوع مطلب : مناجات دختر بچه پنج سالهء یتیم بی کس ، تنها و غریب
بدرگاه خداوند که دستش را رو به آسمان بالا برده و میگوید:
ای خدای بزگ و مهربون خواهش میکنم دستم را بگیر موضوع مطلب : می آید آنکه به پایش پیر خواهد انتظار... مردی که ترنم آهنگ زبور است و تورات و انجیل مردی که چشمهایش آیینه تجلی قرآن است مردی که کوله بارش پر از عدالت است و صداقت و یکرنگی مردی که وجودش آرامشی است برای دلهای طوفانی کسی می آید که اگر لحظه ای نباشد زمین اهلش را در کام خود فرو می بلعد او می آید و به خمیازه های خواب زدگان تاریخ پایان خواهد داد.
چه خوب که این روزها شهر به پیشواز آمدنت سراسر نور شده است چه خوب که کوچه های شهر به افتخار قدوم مبارکت آذین بسته شده و امید به حضور تو بیشتر می شود و ما چشم در چشم آسمان آمدنت را آرزو میکنیم تا این حصار هزارو اندی ساله روزگار در پشت میله های روزگار بشکند واین چشم براهی پایان پذیرد ما به وعده آمدنت که خدا قول داده دل بسته ایم می دانم خورشید همین حوالیست!!
موضوع مطلب : هیچ کس نفهمید شاید موضوع مطلب : روزگاری است که روزهایمان را در التهاب لحظه ای به سر می بریم که با آمدن تو سرشار شود دلمان گرفت از این کنایه ها و طعنه ها که می زنند و می گویند نمی آیی دلمان گرفت از این روزها که فضای خواهشمان تمام غصه دار است دلمان منتظر است منتظر دستان گرمی که در انجماد ثانیه ها یخ های انتظار را آب کند تو را به خدا برای دلهایمان دعا کن تمام دلخوشی ما بودن توست!! موضوع مطلب : ما به نشانه هایی بی اشتباه ایمان آورده ایم
واین باور را به رخ عالم میکشیم که که اهل بیت رسول الله پاکترین مخلوقات خدایند، به رخ عالم میکشیم که انتظار نشان محکم باور ماست، به رخ عالم میکشیم که ما منتظر موعودی هستیم که با آمدنش در کالبد زمین روح تازه ای خواهد دمید وحال ما هنوز دست به دامان قرآن و عترتیم اما اگر بگوییم دیگر تاب شمردن جمعه های بی تو را نداریم،باور میکنی لابه لای دعاهایت ما را هم به یاد بیاور هرچه باشد ما مدعی انتظاریم خدا پشت و پناهت.......
موضوع مطلب :
همچو گنجشکی لب بام نشستم تا بیایی با سکوتم هیبت غم را شکستم تا بیایی یوسف م افتاده ای در چاه بیرحم جدایی همچو یعقوب زعطر ت مست مستم تا بیایی طاقت دوری کجا تا لحظه ها را می شمارم شعله ای در حسرت پروانه هستم تا بیایی موضوع مطلب :
تو می آیی در حالی که دستهایت پر از گلهای نرگس است. تو دل سرد یکایک ما را با نواهای گرمت آفتابی می کنی و کعبه عشق را در آنها بنا خواهی کرد. دست نوازش بر سر میخک هایی خواهی کشید که باد کمرشان را خم کرده است. تو حتی بر قلب کاکتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد. تو می آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگهای صبح جریان پیدا خواهد کرد... تو می آیی ای پسر فاطمه ، یوسف زهرا یا مهدی. به امید آن روز! موضوع مطلب :
هر جمعه به جاده آبی نگاه می کنم و در انتظار قاصدکی می نشینم که قرار است خبر گامهای تو را برای من بیاورد، گامهای استوار و دستهای سبزت را. اگر بیایی، چشمهایم را سنگفرش راهت خواهم کرد. تو می آیی و در هر قدم، شاخه ای از عاطفه خواهی کاشت و قاصدکی را آزاد خواهی کرد. تو می آیی و روی هر درخت پر شکوه لانه ای از امید برای کبوتران غریب خواهی ساخت. صدای تو، بغض فضا را می شکافد. فضای مه آلودی که قلب چکاوکها را از هر شاخه درختش آویزان کرده اند. تو با دستهایت بر قلبهای شقایق ها رنگ سبز امید خواهی زد و با رنگ پر معنای دریا خواهی نوشت: " به نام خدای امیدها"! موضوع مطلب : موضوعات پیوندها امکانات جانبی بازدید امروز: 91 بازدید دیروز: 37 کل بازدیدها: 163325 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||